استفاده بهينه از انرژی

-اين دفه هم فك كنم  بهونه لازمو داري !
-چيو ؟
 -كه دو ماهو نيمه ، سفرنامه مشهدو ننوشتي!
- خب آره . برام فال گرفتن ، ديدن كه من در آينده يه مسوول مهم ميشم واسه همين وعده دادن و عمل نكردن رو از حالا تمرين مي كنم. 14.gif
- بيمزه! پس سفرنامه بي سفرنامه ؟
- راستيتش ، يكي داشتم مي نوشتم توپ توپ. يه مثنوي. فقط تا ايستگاه راه آهنش 17،  18 بيت شده بود…
- خب چي شد ؟
 -…… گمش كردم….20.gif15.gif يعني گم شد ! نمي دونم دعاي كي بود ولي به نفع اونايي طي شد كه ته تك چرخند…
- حالا…. ولش كن …. حرف زدن عاديت بي نمك هست ، چه برسه به شعرت…..
-صبح رفتيم كوه …. از 7.30 تا 1.30 -كوه رفتن با يه گروه بي شيله و پيله و مودب و سالم حالي داره ها… بعدشم رفتيم پارك ، ساندويچ ناهار رو كاملا نخورده مجبور شديم جنگي بريم سر كلاسهايي كه تازه گذاشتيم… بعدشم فوتبال…32.gif
 -حدس مي زنم فوتبالتون بي تلفات نبوده…04.gif
 - مگه ميشه ؟ مي شناسيمون كه ماشالا ماشالا چه شاهكارايي هستيم…25.gif
- دست و پا و عينك و …
 -كمر
- كمر؟ 11.gif
- آره. كلي تمركز كردم و همه نيرومو جمع كردم يه چشمه هنر نمايي كنم …. اومدم برگردون بزنم  كه يهو دردي رو احساس كردم …. فقط بگم كه رو آسفالتا دراز كشيده بودم ….. اين هم تيمي بي ذوقم هم ورداشته ميگه : آخه كي تو گل كوچيك برگردون مي زنه ؟ اونم رو آسفالت ؟34.gif
-18.gif
- نخند …. جمنده ! 12.gif
- بعدش ؟
- بعد نداره … با همون جناب بي ذوق تو بارون اومديم  پياده اومديم جايي كه بايد بيايم…
 -ديگه؟
- ول كن بابا تو هم حال داري …. ببين من كمرم درد مي كنه … بذار برم.
- خيلي خب بابا برو.. . خوشم مياد كه به خودتم رحم نداري و تكچرخاتو رو مي كني …18.gif
- اولين گل بازی رو هم من زدم 14.gif منتها به خودمون 15.gif 
- ...
-.!

/ 0 نظر / 6 بازدید