۱

مدتي اين مثنوي تاخير شد....خوب شد كه شد
يك كمي بيشتر ز حدش دير شد...خوب شد كه شد

يك دوستي داريم خوب ودوست داشتني كه هيكلش هم، كمي قشنگ و زمخته!22.gifتازه هم ازدواج كرده!
اسمشو نميگم كه تبليغ نشه!
اين دوست ما به اقتضاي شغلش هر چند وقت يه بار مسافرت مي ره !
بعد كه از مسافرت مياد كلي حرف و جوك داره واسه گفتن!
مثلندش :
چند وقت پيش رفته بود يه جايي كه نمي گم كجاست اما خودتون حدس بزنيد ديگه !
مثلا يه سمينار و همايش و از اين جور چيزا اونجا!
حتما هم مي دونين كه توي اين جور جلسات و برنامه ها، مسوولان برگزاري اون ماجرا!!يه چيزي به عنوان كادو و يادگاري و اين حرفا مي دن: كيفي ، كلاسوري، قاب عكسي ، لوحي ...
خلاصه!
اينجا هم از اين كارا كرده بودند.
چون قرار بوده همگي رو ببرن شنا يا آب تني و اين حرفا ، بهشون يكي يه دونه مايو ، مزين به آرم مربوطه مي دن!
(به نظر شما چه جوري آرمي روي مايو گشنگه ؟؟)
و بعد يكي هم در حين استفاده از اين پوشش!!! معترض ميشه كه اين هديه اي كه بهش دادند مثل بقيه نيست ! چون كه
آرمش رو پشتش زدند!!!!و...!

/ 0 نظر / 6 بازدید