چه جوری بريم پارك؟!

-چي ؟
- چي چي ؟
- هيچي !
- موافقم!
- درد و بلا !12.gifهنگ كردي ؟ چرا نمي نويسي ؟
- آره هنگ كردم 19.gifاما بذار اين دفه ديگه يه چيز باحال بگم 04.gif
-چي باحاله ؟ چيزي شده ؟
- حالا نه !34.gif چن وقت پيش !. فقط وسط حرفم نپري كه نمي خوام ديالوگي باشه! تريپ انشا و فيلمنامه و اين چيزا ...
- باشه
پس ساكت .
: قرار است يكي از دوستان شيريني ازدواجشان را بدهند! كجا ؟ : پارك جمشيديه . زمان ؟ عصر جمعه 31/5/1382 .لطفا از آوردن همراه خودداري فرماييد ( اينجاش من تو منطقه آنتن نبودم04.gif) اين سه نفر : من ، لولك و يكي ديگه ـ همون كه قراره درموردش بگم - مدت زيادي رو دم در پارك منتظر مي مانيم .لولك طبق معمول براي گير دادن بهانه اي دارد : طرز نشستن من !25.gifبگذريم .ـ بابا حوصله ندارم همشو بگم - اينم بگم كه نفر سوم بچه اي داراي خصوصيات كاملا مثبت و برادرانه است!!!!
سه نفري تصميم مي گيريم بريم داخل پارك. قضيه اينجا شروع ميشه: نفر سوم و دسته گلي كه براي داماد آورده و فعلا در دست ايشان است:

آقا پسر و دختر خانمي مشغول بازي بدمينتون هستند. عده اي از دوستانشون هم اون كنار نشسته ان و دارن تماشا و تشويقشون مي كنن. ما بدون اعتنا و عمله وار از وسطشون مي گذريم20.gif يكي از اونا تا چشمش به دسته گل مي افته ، خطاب به دختر خانم مي گه : بيا ! برات گل هم آوردن!
نميشه جلو خودمو بگيرم ، مي گم : دسته گل با صاحبشه!04.gif
من و لولك 04.gif دوستمون: 15.gif08.gif
----------
چند قدم بالاتر : چند دختر خانم ديگه دارن آماده مي شن براي انداختن عكس يادگاري . اينا هم خواسته ي جالبي دارن : آقا ميشه دسته گلتونو بدين باهاش عكس بگيريم06.gif
من و لولك :04.gif دوستمون :08.gif12.gif
با ناراحتي از ما مي خواد كه يه كدوممون دسته گل  رو ازش بگيريم ، اما ما قبول نمي كنيم : 14.gif09.gif. خوشم نيومد! خيلي بي رحمه !‌چطور دلش اومد دل اونا رو بشكنه ؟02.gif28.gif
----------
هنوز از شكستن دل اونا لحظه اي نگذشت كه آقايي بلند گفت : آقا چقدر سخت ميري خواستگاري! 09.gif
من و لولك :04.gifتر!دوستمون :12.gifتر!
هنوز زور مي زنه كه شايد يكي از ما دو تا دسته گل رو بگيريم اما فايده نداره ، نداره ، نداره ....تقصير خودشه. مي خواست دل اونا رو نشكنه 03.gif

توضيح نداره ديگه !

 
حالا رسيده ايم جلوي بوفه. قراره چيزي بخوريم اما تو مايه هاي دانشجويي19.gif
تا لولك بره و يه چيز بگيره اتفاق بعدي رخ ميده.
 آقايي بلند صدا ميزنه : آقا خودت گلي ! چرا گل آوردي ؟04.gif
--------
من و لولك :04.gif04.gifتر!دوستمون :12.gif12.gifتر!
چند نفر رفته ان تو نخ دوستمون! ايضا از همان طايفه اناث! ايشونم كه خيلي خجالتي تشريف دارن. عرقي كرده كه  نگو!04.gif طفلك نميدونه چيكار كنه !
پشت به اونها وايستاده. به طور كاملا ضايعي از نوع شديداللحنش!34.gif
تغيير زاويه ميدم . مي بينم كه خانومها به چند جوان كه كنار ما هستند نگاه مي كنن. طفلك رفيقمون تو يه منفي اشتباه كرده بود18.gif
نتيجه كاربردي: اگه خواستين عصر جمعه برين پارك جمشيديه حتما دسته گل ببرين!

عصر جمعه ، جمشيديه يادتون نره !


نتيجه اخلاقي: مواظب باشين تو منفي ها اشتباه نكنين. اين يكي بخير گذشت. معلوم نيست كه بقيه هم اينجوري باشه. حالا چند نفر تحويلتون گرفتن.ازشما خوش تيپ تر هم هستن. 03.gif
نتيجه هاي ديگه : پاي خودتون. خواستين همين جا تو نظرخواهي بگين.
بريم يادداشت بعدی!

تولد امام مجتبی (ع) هم مبارك باشه


/ 0 نظر / 7 بازدید